♡♡♡مادرانه ای متفاوت...یادت بماند♡♡♡
سلام گلم...
امروز می خوام برات بگم که مامان و بابا چه جوری با سواد شدند...
می خوام برات بگم که ما با باز کردن کتاب فارسی می آموختیم که همیشه با نام خدا که بهترین سرآغازاست آغاز کنیم:

![]()
می خوام برات بگم که ما با کوکب خانم که زنی پاکیزه وباسلیقه بود پاکیزگی را آموختیم:

![]()
با خانواده ی آقای هاشمی به سفر رفتیم:

![]()
با دهقان فداکار ایثار و از خود گذشتگی را یاد گرفتیم:

![]()
با کبری تصمیم گرفتیم از وسایلمون خوب مراقبت کنیم:

![]()
با لاک پشت و پرنده تصمیم گرفتیم بی جا سخن نگوییم:

![]()
باشعر دو کاج کمک به دیگران را یاد گرفتیم:

![]()
با داستان روباه وزاغ هوشیاری وزیرکی در برابر حیله گران را یاد گرفتیم:

![]()
با شعر باران طراوت وشادابی را تجربه کردیم:

![]()
هر بار باشعر بوی ماه مهر،از میان کوچه های خستگی می گریختیم وفصلی نو در زندگی را تجربه می کردیم:

آره عزیز مامان...
مامان وبابا اینجوری باسواد شدند ودرس زندگی آموختند...
عزیزکم نمی دو نم وقتی به سن مدرسه رسیدی توی کتاب کلاس اول چی یاد می گیری. اما این رو خوب می دونم که که و بابایی تمام تلاشمون رو می کنیم که تمام درس های خوب زندگی رو یاد بگیری و همیشه بهترین باشی



♡♡♡مادرانه ای متفاوت...یادت بماند♡♡♡
